این درد
این درد را که همگان به سخره می گیرند
می گویند از خود دور کن
بران،
در آغوش می کشم
و تنها آن هنگام است که پی می برم
چه واقعیست
آری
دست بر بالینش می کشم
و می بویم
و حس می کنم از همه چیز واقعی تر است
این چشم ها...
آه این چشم ها...
آنگاه که فرو می گذاریشان
با خیالی آسوده،بر هم
آن که میان شعله های نفرت می سوزد
منم...
او که لابه لای امواج پر تلاطم تشویش
در پی غرقگیست...
آیا درخشش مرگ را در نگاهم نمی بینی؟